فناوری اطلاعات یک سازمان را با چه چیزی باید سنجید؟
در مطلب قبل یک سؤال اساسی مطرح کردیم:
- آیا تصویری که از وضعیت فناوری اطلاعات سازمانها و شرکتهای تحت پوشش خود داریم، واقعاً تصویر دقیقی است؟
اما اگر پاسخ این سؤال «نه» باشد، سؤال مهمتری پیش روی مدیران قرار میگیرد:
- برای شناخت وضعیت واقعی فناوری اطلاعات یک سازمان، دقیقاً چه چیزی را باید اندازهگیری کنیم؟
- آیا داشتن سرورهای جدید و تجهیزات شبکه مناسب به معنای وضعیت مطلوب فناوری اطلاعات است؟
- آیا سازمانی که بودجه بیشتری برای فناوری اطلاعات هزینه میکند، الزاماً از بلوغ بیشتری برخوردار است؟
- آیا تعداد سامانهها، تعداد نیروهای فناوری اطلاعات یا تعداد پروژههای اجراشده میتواند معیار مناسبی برای مقایسه دو سازمان باشد؟
احتمالاً هیچکدام از این شاخصها بهتنهایی پاسخ کاملی به ما نمیدهند.
ممکن است سازمانی زیرساخت مناسبی داشته باشد، اما در حوزه امنیت با مخاطرات جدی مواجه باشد. مجموعه دیگری ممکن است سامانههای متعددی راهاندازی کرده باشد، اما کاربران از آنها رضایت نداشته باشند. شرکتی ممکن است تیم فناوری اطلاعات توانمندی داشته باشد، اما فاقد ساختار مناسب حاکمیت، برنامهریزی و مدیریت پروژه باشد.
بنابراین برای یک وزارتخانه یا هلدینگ بزرگ، ارزیابی فناوری اطلاعات نمیتواند تنها به بررسی تجهیزات، سامانهها یا بودجه محدود شود.
فناوری اطلاعات باید بهعنوان یک مجموعه بههمپیوسته ارزیابی شود.
از حاکمیت و مدیریت فناوری اطلاعات گرفته تا امنیت و مدیریت ریسک، زیرساخت، خدمات و پشتیبانی، سامانههای اطلاعاتی، تحول دیجیتال، داده و تحلیل و نحوه مدیریت پروژههای فناوری.
تنها زمانی که این ابعاد در کنار یکدیگر دیده شوند، میتوان به سؤال مهم مدیریت ارشد پاسخ داد:
کدام مجموعه واقعاً وضعیت مناسبی دارد، کدام مجموعه با ریسک مواجه است و مهمتر از همه، برای بهبود وضعیت هرکدام باید از کجا شروع کرد؟
اینجاست که مفهوم «ارزیابی بلوغ فناوری اطلاعات» اهمیت پیدا میکند.
ارزیابی بلوغ قرار نیست صرفاً به هر سازمان یک امتیاز بدهد یا شرکتها را در یک جدول رتبهبندی کند. هدف اصلی آن، ایجاد یک زبان مشترک برای شناخت وضعیت فناوری اطلاعات در مجموعههایی است که ممکن است از نظر اندازه، مأموریت و نوع فعالیت کاملاً با یکدیگر متفاوت باشند.
فیدورا با همین نگاه شکل گرفته است؛ تا وزارتخانهها و هلدینگها بتوانند وضعیت فناوری اطلاعات مجموعههای تحت پوشش خود را بر اساس یک چارچوب مشخص ارزیابی کنند، نقاط قوت و ضعف را ببینند، روند تغییرات را پایش کنند و مهمتر از همه، نتایج ارزیابی را به برنامههای واقعی بهبود تبدیل کنند.
چون هدف از ارزیابی، دانستن یک امتیاز نیست؛ دانستن این است که قدم بعدی چه باید باشد.